مطالب روانشناسی ومشاوره

موفق كسی است كه با لنگه کفشهایی كه به سمتش پرتاب می شود مغازه کفش فروشی بزند

یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 1:6 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

دختری 10 ساله که با موضوع انشاءِ خودش همه رومتعجب کردموضوع انشاء : " مي خواهم فاحشه شوم "..........شايد اولين باراست که يک دختر بچه ده ساله چنين شغلي را انتخاب کرده !!!خوب نمي دانم که فاحشه ها چه کار مي کنند ... ) معلومه که نمي داني ( ولي به نظرم شغل خوبيست !خانم همسايه ما فاحشه است )اين را مامان گفت!( ، تا پارسال دلم مي خواست مثل مادرم پرستار بشوم و پدرم هميشه مخالف است ...حتي مامان هم ديگر کار نمي کند .من هم پشيمان شدم . شايد اگر مامان هم مثل خانم همسايه بشود بهتر باشد چون هميشه مرتب است و ناخنهايش لاکدارند و هميشه لباس هاي قشنگ مي پوشد .ولي مامان هميشه معموليست و خانم همسايه را دوست ندارد ،بابا هم پيش مامان مي گويد خانم خوبي نيست . ولي يک بار که از مدرسه بر مي گشتم بابا از خانه آن خانم بيرون آمد !!!گفت ازش سوال کاري داشته . باباي من ساختمان مي سازد . مهندس است . ازش پرسيدم يعني فاحشه ها هم کارشان شبيه مهندس هاي ساختمان است ؟!خانم همسايه هنوز دم در بود و فقط کله اش را مي ديدم . بابا يکي زد در گوشم ولي جوابم را نداد ! من که نفهميدم چرا کتکم زد ؟! بعد من را فرستاد تو و در را بست ...من براي اين دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر مي کنم آدم هاي مهمي هستند ! مامان هميشه مي گويد که مردها به زن ها احترام نمي گذراند ولي مرد ها هميشه به خانم همسايه احترام مي گذارند مثلاهمين باباي من ! زنها هم هميشه با تعجب نگاهش مي کنند ، شايد حسودي شان مي شود چون مامانم مي گويد زنها خيلي به هم حسودي مي کنند !!! خانم همسايه خيلي آدم مهمي است و آدم هاي زيادي به خانه اش مي آيند ! همشان مرد هستند و براي من خيلي عجيب است که يک زن رئيس اين همه مرد باشد . بعضي هايشان چند بار مي آيند !!!بعضي وقتها هم اينقدر سرش شلوغ است که جلسه هايش راآخر شب ها تو خانه اش برگزارمي کند وهمکارهايش اينقدر دوستش دارند که برايش تولد گرفتند ... من پشت در بودم که يکي از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا مي خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسايه است و گفت مي داند !آن روز من تصميم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هيچوقت يادش نمي ماند ...!تازه خانم همسايه خيلي پول در مي آورد و زود زود ماشينهايش را عوض مي کند ، فکر کنم چندتا هم راننده داشته باشد که مي آيند دنبالش و اين ور و آن ور مي برند .من هنوز با مامان و بابا راجع به اين موضوع صحبت نکردم ولي اميدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند !!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 1:54 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

یکی از رسومی که در ایران همچنان رایج است مربوط به شب ازدواج و حجله عروس میباشد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 19:27 توسط سیدحلاوی هاشمی| |


زمان‌های قدیم، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس‌ِالعمل مردم را ببیند، خودش را جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت ازکنار تخته سنگ می‌گذشتند.
بسیاری هم غرولند می‌کردند که این چه شهری است که نظم ندارد. حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای استو با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه برنمی‌داشت.
نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیج....
.....ا ت بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد.
ناگهان کیسه‌ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.
پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:
هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 13:0 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

در چند سال اخیر‌، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداخته‌اند که قبلاً‌ برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما می‌شود؟

پژوهشگران به این منظور تحقیقات گسترده‌ای در سراسر جهان انجام داده‌اند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوع‌دوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر می‌گذارد. حوزه جدید روان‌شناسی مثبت پر از یافته‌های جدیدی حاکی از آن است که اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد روش10 راهبرد ثابت‌شده برای افزایش عبارتند از:


لحظات روزانه زندگی را درک کنید
هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید کسانی که درنگ می‌کنند تا وقایعی را که به‌طور عادی با عجله پشت سر می‌گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر می‌کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش می‌کنند


از مقایسه بپرهیزید
چشم و هم‌چشمی جزئی از بسیاری از فرهنگ‌هاست اما مقایسه خودمان با سایرین می‌تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.

بیش از اندازه به پول توجه نکنید
کسانی که پول را در رأس فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و فرهنگ‌های گوناگون یکسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در کالاهای مادی بجوییم، کمتر آن را می‌یابیم. رضایت، عمر کوتاهی دارد و گذراست. پول‌دوستان نیز در آزمون پویایی و خودشکوفایی نمره اندکی می‌گیرند.

اهداف معنادار داشته باشید
کسانی که برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش می‌کنند، بسیار راضی‌تر از کسانی هستند که رؤیاها یا آرزویی ندارند. این اهداف می‌تواند به سادگی یاد‌گرفتن مهارتی جدید یا بار آوردن بچه‌ها به شیوه‌ای اخلاقی باشد. انسان همواره برای رشد به نوعی معنا نیاز دارد. به گفته دانشمندان، رضایت و خوشبختی در محل تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل کار و چه در خانه آن است که فعالیت‌هایی انجام دهیم که از نظر شخصی هم لذت‌بخش و هم مهم باشد.

در کار ابتکار به خرج دهید
میزان رضایت شما از شغل تا حدی به ابتکاری که به خرج می‌دهید، بستگی دارد محققان معتقدند که خلاقیت به خرج می‌دهیم، به دیگران کمک می‌کنیم و راه‌های بهبود در امور را پیشنهاد می‌کنیم یا کارهای اضافی انجام می‌دهیم، از کارمان بیشتر احساس اغنا می‌کنیم.

دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید
افراد راضی معمولاً‌ خانواده، دوست و روابط بهتری دارند. اما صرف کمیت رابطه با افراد کافی نیست، بلکه کیفیت آن نیز اهمیت دارد. انسان به رابطه نزدیک نیاز دارد؛ رابطه‌ای که در برگیرنده تفاهم و توجه باشد.

لبخند بزنید، حتی زمانی که حالش را ندارید
به‌نظر ساده می‌رسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امکانات موجود، فرصت‌ها و موفقیت را می‌بینند. وقتی آنان به آینده نگاه می‌کنند، خوشبین هستند و وقتی گذشته را مرور می‌کنند، معمولا گزینه‌های مثبت را می‌بینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشده‌اید که نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل می‌شود.

طوری تشکر کنید که گویی واقعاً قدردان هستید
کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً‌ سالم‌تر و‌ خوشبین‌تر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به کسانی که به آنان کمک کرده‌اند، نامه تشکرآمیز می‌نویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یک نامه تشکرآمیز تا هفته‌ها طول می‌کشد.

ازخانه بیرون بروید و ورزش کنید.
تحقیقات نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچ‌گونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز به‌مراتب کمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان می‌دهد، امکان تعامل با دیگران را فراهم می‌کند، هورمون‌های عامل احساس خوب را در بدن آزاد می‌کند و عزت نفس را افزایش می‌دهد.

بخشش را فراموش نکنید
نوع‌دوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار مقصودی را بجویید. محققان می‌گویند کمک به همسایه، داوطلب‌شدن برای انجام کارهای عام‌المنفعه یا اهدای کالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص می‌شود که مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد که از ورزش کردن یا ترک کردن سیگار هم بیشتر است. گوش کردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارت‌ها، توجه به موفقیت‌های دیگران و روحیه گذشت نیز به رضایت می‌افزاید. محققان می‌گویند کسانی که برای دیگران خرج می‌کنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج می‌کنند، احساس رضایت می‌کنند.

مجله الکترونیکی موفقیت

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:48 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

همه می خواهند که از نظر دیگران خوب و باحال باشند، اما اکثرا نمی توانند. این کار هیچ رمز و رازی ندارد. فقط باید بدانید که چطور باشید و چطور رفتار کنید. راه های مختلفی برای رسیدن به این منظور وجود دارد.

در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم تا بدانید که چطور از نظر دیگران باحال جلوه کنید. این کارها را انجام دهید و بعد خواهید دید که چقدر دوستانتان علاقه مند به رفت و آمد با شما می شوند.   

زیاد به دوستانتان زنگ نزنید 

سعی کنید زیاد دنبال دوستانتان نرفته و مدام به آنها تلفن نکنید. حد مشخصی برای این مسئله وجود ندارد، اما دقت کنید همیشه کمتر از مقداری که آنها به شما زنگ می زنند به آنها زنگ بزنید.

 خوب لباس بپوشید 

مردم دوست ندارند با آدم های بدتیپ و ژولیده رفت و آمد کنند. البته نمی گویم وقتی می خواهید با دوستانتان بیرون بروید کت و شلوار و این چیزها تنتان کنید، اما سعی کنید همیشه مرتب و خوش پوش باشید. یادتان باشد که مردم معمولاً از روی قیافه و ظاهر در مورد افراد نظر می دهند.

 مطلع و آگاه باشید 

مردم دوست دارند با کسی رفت و آمد کنند که بتوانند از او مطلبی یاد بگیرند. اما هول نشوید، اطلاعاتتان را زمانی در اختیار آنها بگذارید که از شما سوال کنند. چون ممکن است فکر کنند قصد پز دادن دارید. و این اصلاً خوب نیست.  

 

شوخ و بذله گو باشید 
نمی گویم که دلقک باشید. اما اگر طبع شوخ دارید، کمی از آن را به دوستانتان نشان دهید. لازم نیست که منبع سرگرمی و خنده شوید. تعادل را حفظ کنید. و خواهشاً اگر می خواهید جوک تعریف کنید، سعی کنید که حداقل آنرا بی مزه تعریف نکنید که مردم جای خندیدن گریه کنند.   

افسرده  نباشید
اگر حالتان خوب نیست، بهتر است که در خانه بمانید. چون مردم دوست دارند که وقتی با دوستانشان بیرون می روند به آنها خوش بگذرد. کسی دوست ندارد در آن زمان شما را مشاوره روانپزشکی کند. بله، می توانید به یکی از دوستان نزدیکتان مشکلتان را در میان بگذارید، اما وقتی یک شب با دوستان بیرون رفته اید سعی کنید که مشکل را فراموش کنید.

 اسرارآمیز باشید 

اگر همه ی جزئیات زندگیتان را به دوستانتان بگویید، ممکن است زیاد جذب شما نشوند. همیشه چیزی را ناگفته نگاه دارید، و افراد همیشه علاقه مند به دانستن آن موضوع باقی می مانند.

 ضعف و ناتوانی هایتان را به کسی نگویید 

هر کسی ضعف و ناتوانی دارد، اما لازم نیست که این مسئله را به اطلاع همه برسانید. اگر این کار را بکنید، آن ضعفتان را باعث شوخی و خنده ی اطرافیان می کنید. اگر نسبت به چیزی حساسیت دارید، با کسی آن را مطرح نکنید و پیش خود نگاه دارید.

 با افراد اجتماعی و باحال رفت و آمد کنید

اگر بخواهید همیشه افراد شکست خورده و به دردنخور را وارد اکیپ دوستانتان کنید، خودتان هم خیلی زود جزء همان ها به حساب خواهید آمد. و از طرف دیگر، اگر افراد اجتماعی و درست و حسابی را در اطراف خود داشته باشید، مردم هم همان فکر را در رابطه با شما خواهند کرد.

افراد را به یکدیگر معرفی کنید 
جزء آن افرادی باشید که گروه ها و اکیپ های مختلف را به هم معرفی می کنند. اگر شما دو اکیپ دوست دارید، آنها را به هم معرفی کنید. البته اگر فکر می کنید که این دو گروه به هم می خورند. و از آنجا که آنها فقط شما را می شناسند، احتمالاً وقتی با هم روبه رو می شوند در مورد شما صحبت خواهند کرد.   

 به حرفهایتان عمل کنید 

عمل کردن به حرفها و قول هایتان به دیگران ثابت می کند که فرد قابل اعتمادی هستید و می توان رویتان حساب کرد. اما عمل نکردن به حرفهایتان، نه تنها شهرتتان را لکه دار می کند بلکه باعث می شود چند تا از دوستانتان را هم از دست بدهید.   

آخرین نفری نباشید که مجلس را ترک می کند 
اگر شما آخرین نفری باشید که جمع را ترک کند، نشان می دهد که شما مزاحم بوده اید. اگر بخواهید بیش از حد بمانید احتمالاً شانس دعوت شدن در آینده را از دست خواهید داد.

 برای بیرون رفتن برنامه ریزی کنید 

هر چند وقت یکبار (دوسال یکبار کافی است) برنامه ریزی کنید و دیگران را جایی دعوت کنید. همه چیز را مرتب کرده و بعد همه را دعوت کنید.   

سعی کنید تحت هیچ شرایطی خونسردیتان را از دست ندهید 
کسی دوست ندارد که با کسی بیرون برود که سریعاً عصبانی شده و کنترل خود را از دست می دهد. اتفاقات بد ممکن است بیفتد و شما هم باید واکنش نشان دهید. اما لازم نیست که کنترل اعصابتان را از دست بدهید. همیشه خونسردی خود را حفظ کنید.

 باحال باشید

ــــــــــــــــــــ 
رعایت همه ی این نکات باعث می شود که در جمع دوستان به عنوان فردی باحال و خوش مشرب شناخته شوید. اما لازم نیست که برای این کار خیلی تلاش کنید. بگذارید همه چیز عادی پیش برود.


نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 20:30 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات جدید حاکی از آن است که شاد بودن ، خوش بینی و مثبت نگری طول عمر را افزایش می دهد و در واقع باید گفت افراد شاد بیشتر عمر می کنند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، پژوهشگران تاکید کردند هرچه رضایت خاطر و خوشنودی بیشتر باشد ، خطر مرگ زودرس کمتر است.

«اندرو استپتو» و «جین واردل» دو محقق از دانشگاه لندن در یک مطالعه پیری‌شناسی مردم انگلیس و طی یک نظرسنجی از ۴ هزار بزرگسال بین سنین ۵۲ تا ۷۹ ساله دریافتند که هرچه انسان شاد‌تر باشد طول عمرش افزایش می‌یابد.

آنان دریافتند افرادی که رضایت خاطر داشتند ۳۵ درصد کمتر از دیگران در خطر مرگ زودرس قرار گرفتند.

دانشمندان دانشگاه کالج لندن گفتند یافته های آنان نشان می دهد که ‘حال خوب و مثبت داشتن’ به عنوان درمانی برای استرس و بیماری است .

محققان پس از در نظر گرفتن فاکتورهایی مانند سن، جنس، افسردگی، بیماری های خاص و رفتارهای مرتبط با سلامت دریافتند آنهایی که بیشترین حالت شادی را گزارش کرده بودند، ۳۵ درصد کمتر از آنهایی که کمترین شادی را گزارش کرده بودند، در خطر مرگ قرار داشتند.
در این تحقیق که نتایج آن در نشریه مجموعه مقالات فرهنگستان ملی علوم آمریکا منتشر شده ، محققان میزان شادی، هیجان، نگرانی، اضطراب و ترس این افراد را در ۴ دوره زمانی در طول روز مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها شادی و هیجان را نمره مثبت و روحیه خوب نامیدند و نگرانی، اظطراب، ترس را نمره منفی و حالت بدخلقی نام نهادند.

آن‌ها این افراد را به ۳ گروه روحیه عادی، متوسط و ضعیف دسته‌بندی کردند و این گروه‌ها را پس از گذشت ۵ سال بار دیگر مورد مطالعه قرار دادند. ۶. ۴ درصد از گروهی که روحیه متوسط داشتند، ۶. ۳ درصد از افرادی که روحیه عالی داشتند و ۳. ۷ درصد از افرادی که روحیه ضعیف داشتند در این مدت ۵ ساله جان خود را از دست داده بودند.

در این مطالعه شاخص‌های اقتصادی، سلامت اولیه، اجتماعی، افسردگی و بهداشت مدنظر قرار داشت.
نویسندگان این مطالعه دریافتند که افرادی که روحیه عالی و شاد دارند کمتر از ۲ گروه دیگر بیمار می‌شوند. ‌

گرچه شاد بودن به مقدار زیادی به رضایت فرد از وضعیت موجود مرتبط است ولی انسانها خود می توانند با تمرین و دقت زندگی خود را شادتر کنند .

برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کرد و باید دنیا را به همین صورتی که هست بپذیریم،

پیش از این تحقیقات پژوهشگران دانشگاه «ییل» و «میامی» در «اوهایو»گویای این مطلب بود که خوش‌بینی، در نهایت زندگی طولانی‌مدتی را برای شما به ارمغان می‌آورد، هرچند آن را تضمین نمی‌کند.

همچنین شواهد بسیار زیادی وجود دارد که انسان‌های خوش‌بین، خیلی کمتر از افراد تنها، بدبین و ناراضی از زندگی، در معرض ابتلا به بیماری‌های مختلف و در نهایت مرگ قرار می‌گیرند.

تحقیقات نشان داده افراد بالای ۵۰سالی که به افزایش سن خود با یک دید مثبت و به عنوان یک تجربه شیرین نگاه می‌کنند به طور متوسط تقریبا ۵/۷سال بیشتر از دیگران، زندگی می‌کنند.

البته محققان عوامل مختلفی از قبیل نژاد، جنسیت، میزان سلامتی، طرز تفکر و تنهایی را نیز در نظر گرفتند.

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:28 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:

هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟

دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خببذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو به طرف پلنگ نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!

پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتماً يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!

دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقاً منظور منم همين بود!

-----------------------

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 15:8 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

خسروا روزت همه نوروز باد ... وز طرب شبهای عمرت روز باد ... افسرفیروز شاهی بر سرت ... آفتاب آسمان افروز باد ... چون قضای گنبد فیروز گون ... همتت بر کارها پیروز باد ... پیش قدرت پشت و روی آفتاب ... همچو اشکال هلالی کوز باد ... شیر گردون پیش شیر رایتت ... سخره چون آهوی دست آموز باد ... تا شب و روز جهان آینده اند ... روزگارت روز و شب نوروز باد.
پیشاپیش نوروز 91 را به همه تبریک میگم.

یک زوج موفق

یک روز از یک زوج موفق سوال کردم: دلیل موفقیت شما در چیست؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟


آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم و قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!

گفتم: آفرین! زنده‌باد! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای! من بهت افتخار می‌کنم.

حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چی هست؟آقاهه گفت: از روز اول قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی نظر بده و تصمیم بگیره، مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم و ...

گفتم: پس اون مسائل کلی که تو در موردش نظر می‌دی، چی‌ هست؟

آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و... نظر می‌دهم.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 1:40 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

مقدمه

هر کس زندگی را از دریچه‌ای می‌بیند و به باور هر کس رسیدن به یک دسته از آرزوها و اهداف و یا فراهم شدن شرایط و موقعیتهای مختلف موجبات دلپذیر بودن زندگی او را فراهم می‌سازد. با اینکه بیم افراد مختلف در مورد اینکه چه چیز زندگی آنها را شیرین تر و مطبوع تر خواهد ساخت تفاوتهای فردی وجود دارد. اما یکسری اصول کلی نیز وجود دارند که می‌توانند به عنوان اصول کلی در آفزینش و خلق یک زندگی سعادتمند مورد کاربرد قرار گیرند.

هدفمند بودن برای داشتن یک زندگی دلپذیر

زندگی بی‌هدف ، یک زندگی شلوغ و بی‌سر و سامان است. افراد بی‌هدف بطور سرسام آوری با انواع مشکلات مواجه می‌شوند که موجب ایجاد استرس و ناراحتی در آنها می‌شود. کسالت ، درماندگی ، تشویش و اضطراب حاصل یک زندگی بی‌هدف هستند. بر این اساس تا می‌توانید شکل واضحی به اهداف خود بدهید. آنها را دسته بندی کنید و برای خود مشخص کنید که کدامیک از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار هستند. در این راستا فرق نمی‌کند اهداف شما مالی باشد، یا علمی ، یا مربوط به زندگی روزمره و یا سایر اهداف. داشتن هدف مهم است.

پاک سازی ذهن از افکار منفی

افکار منفی انسان باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی او می‌شوند و در واقع مثل موانعی هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد می‌کنند و حتی مانع این می‌شوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند. افکار منفی احساس نشاط و شادابی را از زندگی فرد می‌گیرد، موجب کاهش اعتماد به نفس او و اعتقاد به تواناییهایش می‌شود.

رضایت شغلی خود را بالا ببرید.

بیشتر ساعات انسان در جریان شغلی‌اش می‌گذرد. بنابراین لذت بردن از این ساعات بسیار بااهمیت خواهد بود. همیشه و در هر شغلی حتما چیزهایی وجود دارد که بتواند برای شما جذاب باشد حتی در شغلی که علاقه چندانی به آن ندارید. با کمی فکر کردن می‌توانید این جنبه‌های لذت بخش را پیدا کرده و برای خود پررنگ نمایید. خواهید داد که چه تغییراتی به این ترتیب در احساسات شما پیدا خواهد شد. سعی کنید به جای وقت گذراندن و احساس نارضایتی کردن مهارتهای مناسب را یاد بگیرید و به دنبال مواردی باشید تا باعث پیشرفت شما در کارتان شود.

توجه به سلامتی جسمی و روحی خود

برخی افراد بیش از حد نگران سلامتی خود هستند و برخی توجه چندانی به سلامتی خود ندارند. این دسته از افراد به کارهایی که انجام می‌دهند و ممکن است سلامتی آنها را تهدید کند ادامه می‌دهند و یا در صورت بروز مسائلی در سلامتی آنها ، آنها را دست کم می‌گیرند. در هر دو حال داشتن یک زندگی لذت بخش برای این افراد به خطر می‌افتد. به دنبال یاد گرفتن اطلاعات و مطالب جدید برای بالا بردن سلامتی خود باشید و آنها را در زندگی پیاده کنید.

گسترش و سالم سازی روابط و ارتباطات خود

برقراری یک ارتباط مناسب بسیار مهم است. در زمینه برقراری چنین روابطی نکات بسیار ریز و دقیقی وجود دارد که ممکن است ارتباطات مختلف شما را خدشه‌دار کند بدون اینکه متوجه باشید. شنونده خوب بودن و محبت کردن در موقع مناسب یکی از اصول برقراری ارتباط صحیح هستند. به مواردی از این قبیل توجه کنید تا بتوانید روابط خود را گسترش دهید. علاوه بر گسترش روابط حفظ روابط را نیز یاد بگیرید. برخی افراد به راحتی روابطی را آغاز می‌کنند اما نمی‌توانند آنها را پایدار نگه دارند.

خلاق باشید.

برای رسیدن به خلاقیت لازم نیست شغل ویژه‌ای داشته باشید، یا در سن خاصی باشید، زن باشید یا مرد. در هر شرایطی و هر سنی و هر جنسی باشید خلاقیت کمکهای زیادی به شما خواهد کرد. افراد خلاق انسانهایی هستند مخاطره پذیر ، اهل ریسک ، مصر ، با انگیزه ، پذیرای افکار نو ، مستقل و دارای اعتماد به نفس. آنها در برخورد با مشکلات زندگی نیز می‌توانند از قدرت خلاقیت خود استفاده کنند و به شیوه‌های جالبتری با مشکلات مواجه شوند.

توجه به فرزندان

فرزندان افراد مهم زندگی والدین هستند. اکثر والدین نگران تربیت فرزندان خود هستند و گاهی این نگرانی زندگی آنها را مغشوش و پر از اضطراب می‌سازد. نگرانی هیچ فایده‌ای ندارد. روشهای برقراری ارتباط با فرزندان ، و تربیت آنها یاد بگیرید و با آرامش و خونسردی آنها را پیاده کنید. به این ترتیب نگران آینده فرزندان خود نیز نخواهید بود، می‌دانید که بهترین کارها را برای او انجام می‌دهید که در توان خود دارید. برای آنها وقت بگذارید، آنها را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

توجه به سرگرمیها و علائق

برخی افراد به دلیل برنامه ریزی خوبی که دارند به بهترین شیوه از برنامه‌ها و فعالیتهای مختلف استفاده می‌کنند. ممکن است فعالیت شغلی گسترده‌ای داشته باشند اما به همان اندازه نیز به علائق و سرگرمیهای خود توجه نشان دهند. مشغله کاری یا سایر مشکلات آنها را از علائق خود دور نمی‌کند. در واقع گذراندن اوقاتی با فعالیتهای مورد علاقه موجب تامین انرژی لازم برای فعالیتهای اساسی زندگی می‌شود. بدون چنین اوقاتی فرد به مرور خسته و خسته‌تر خواهد شد. این سرگرمیها بسته به ویژگیهای خود شما دارد. لازم نیست حتما مواردی را انتخاب کنید که دیگران توصیه می‌کنند. گوش کردن به موسیقی ممکن است برای یک فرد یک فعالیت لذت بخش تلقی شود اما برای فردی دیگر ورزش کردن و ... .

اعمال مدیریت و کنترل بر فعالیتهای خود 

بر انجام فعالیتهای خود جدی باشید. آنها را مهم بشمارید و برایشان برنامه ریزی کنید و برنامه‌ها را بطور منظم اجرا کنید و به نتایج برنامه‌ها توجه کنید و در نهایت از نتایج خوب و بد برای برنامه ریزی بعدی درس بگیرید. این روند کامل یک مدیریت خوب است. یک نظاره ‌گر خوب و یک ارزیاب سخت گیر برای امور خود باشید. فعالانه امور زندگی خود را پیگیری کنید و به موفقیتهای خود پاداش دهید مثل یک مدیر خوب در یک سازمان.


نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 9:59 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

یک روز سرد پاییزی را در نظر بگیرید که دو دوست با همراهان‌شان برای صرف شام به رستوران رفته‌اند اما به علت شلوغی، مجبور می‌شوند یک میز خالی را در سمت در ورودی رستوران برگزینند. با رفت و آمد مشتریان مختلف، در رستوران باز می‌ماند و سرمای شدیدی داخل می‌شود. یکی از این آقایان بعد از هر بار بازماندن در، از جایش بلند می‌شود، به سمت در می‌رود و در را محکم می‌بندد تا جایی که در حدود 15 دقیقه از هشت نفری که به رستوران وارد یا از آن خارج می‌شوند، شش نفر سبب شد‌ه‌اند که این فرد برای بستن در، از جایش بلند شود. او دفعه اول که به سمت در می‌رفت، خیلی عصبانی نبود اما رفته‌رفته این موضوع او را تا حدی آزرده کرد. با اینکه نفر ششم نیز دقیقا همان کار نفر اول را تکرار کرده بود اما مورد بدخلقی و رفتار پرخاشگرانه او واقع شد.

 

در داستان بالا در واقع هر بار که در باز می‌ماند اندکی بر خشم مرد افزوده می‌شد. انگار که کاسه صبر او هر بار پرتر می‌شود. این کاسه پر شده، بر سر نفر ششم شکسته شد. ممکن است این داستان سوال‌های زیر را در ذهن‌تان ایجاد کرده باشد:
1) چرا از میان آن همه افراد، فقط یکی از آنها نسبت به بازماندن در واکنش نشان می‌داد و افراد دیگر واکنشی نشان ندادند؟
2) علت اصلی خشمگین شدن آن فرد چه بود؟
3) چرا دیگران برای بستن در، اقدامی انجام نمی‌دادند؟


و یا 6 سؤال کلی زیر:
1) چرا بعضی افراد از برخی امور که دیگران را عصبانی می‌کند، عصبانی نمی‌شوند؟
2) چرا برخی افراد در برخورد با همان موضوع آرامش خود را حفظ می‌کنند و واکنش عصبانیت در آنها برانگیخته نمی‌شود و برخی دیگر آمادگی بیشتری برای عصبانی‌شدن دارند؟
3) آیا آستانه عصبانی شدن افراد یکسان است؟
4) چرا فردی یک موقعیت را به گونه‌ای و دیگری به گونه‌ کاملا متفاوت ارزیابی می‌کند؟
5) چگونه باورها بر واکنش فرد اثر دارد؟
6) نقش باورها در بروز خشم چیست؟
پاسخ همه این سوال‌ها به ارزیابی و قضاوت‌های فردی و نقش باورها برمی‌گردد.


یک رویداد و چند برداشت
اغلب افراد از یک واقعه برداشت‌های متفاوت دارند. هریک حادثه را از زاویه خود می‌بیند و تفسیر می‌کند. زاویه‌ای که بر اساس افکار و باورهای شخصی در طول زندگی از تجربیات مراحل مختلف (کودکی، مدرسه، دوران بلوغ، دانشگاه و محیط کار) در پهنه ذهن فرد شکل گرفته و مستحکم می‌شود. معمولا اساس باورهای افراد نسبت به خودشان، دیگران، گذشته، آینده، حتی باور درباره چگونگی نشان دادن عصبانیت، از خانواده آغاز شده و رفته‌رفته با وسعت یافتن سطح ارتباطات فرد، در جامعه، تکمیل می‌شود. می‌توان گفت، باورهای افراد از تربیت و تجربه سرچشمه می‌گیرد. در واقع اگر موضوعی را خصمانه ببینید، آن‌گاه واقعه تبدیل به محرک و برانگیزاننده عصبانیت می‌شود اما اگر موضوع را عادی و قابل هضم ببینید، شما را عصبی نخواهند کرد. در مثال ارایه شده، احتمالا آن فرد، وارد شوندگان به رستوران را افراد بی‌خیال و بی‌مسوولیت و خودخواهی می‌دید که به فکر دیگران نیستند. اما آنهایی که عصبانی نشدند، احساس می‌کردند که افراد وارد شونده به رستوران برای تفریح آمده‌اند و در نتیجه ممکن است، بازماندن در برایشان زیاد مهم نباشد. در واقع واکنش عصبانیت به نوع تفکر و تصور فرد بستگی دارد. برانگیزاننده باعث می‌شود که در ذهن، یک فکر، تصور یا قضاوت فعال شود و به موجب آن واکنش فرد بروزکند. در ضمن، ارزیابی فرد از واقعه تعیین می‌کند که آیا باید عصبانی باشد یا نه؟ باورها نه تنها بر قضاوت و ارزیابی‌ها بلکه در تک‌تک مراحل ساختار خشم، اثر می‌گذارد.


تاثیر باورها
هنگامی که باورهای شکل گرفته خود را مرور می‌کنید، می‌توانید آنها را در سه گروه جای دهید: باورهایی که در مورد خودتان دارید، باورهایی که درباره دیگران دارید، باورهایی که درباره دنیای پیرامون‌تان دارید، اگر در هر یک از آنها باورهای منفی وجود داشته باشد، سبب رفتارهای منفی در عملکرد شما باخود، اطرافیان و حتی دنیای پیرامون‌تان می‌شود. یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید: «اگر به اردک شبیه هستید، اگر مانند اردک حرف می‌زنید و مانند اردک راه می‌روید، احتمالا اردک هستید.» یعنی اگر رفتارتان به گونه‌ای است که انگار به چیزی اعتقاد دارید و اگر طوری حرف بزنید که باوری را برساند و اگر طوری فکر کنید که گویا چیزی را باور دارید، بدانید که چنین باوری در شما هست. حقیقت این است که باورهای افراد، طرز فکر و نوع رفتارشان را مشخص می‌کند. تمام این مطالب به نقش پررنگ باورها در نوع زندگی افراد اشاره دارد. نگران نشوید. اگر ایمان بیاورید که «باورها، زندگی‌تان را می‌سازد» در نتیجه با تغییر باورهایتان می‌توانید زندگی‌تان را تغییر دهید. تحول در باورها کار چندان ساده‌ای نیست اما از یاد مبرید هیچ کاری محال نیست و هیچ چیز بزرگی بدون رنج حاصل نشده است. فقط کافی است حقیقت را بپذیرید، هرچند به ظاهر سخت و بزرگ باشد. روان‌شناسان معتقدند: «تا چیزی را نپذیرید نمی‌توانید تغییرش دهید. آن‌گاه با پشتکار و توکل به خدا به موقعیت دست می‌یابید.» 

6 تمرین پیشنهادی
• ابتدا سعی کنید باورهای مثبت درباره خود، دیگران و درباره جهان هستی را در وجودتان شناسایی کنید
• سعی کنید باورهای منفی درباره خود، دیگران و جهان هستی را در وجودتان شناسایی کنید.
در هر دسته، تعداد باورهای مثبت‌تان بیشتر است یا منفی؟
• هر ماه، ذهن و انرژی خود را بر این متمرکز کنید که یک باور منفی را به باور مثبت تبدیل کنید. با این کار به فهرست مثبت‌ها اضافه و از فهرست منفی‌ها کم می‌کنید
نقش باورهای مثبت و منفی را در قضاوت‌هایتان بررسی کنید.
• در یک هفته اخیر مواردی که زبانی یا ذهنی در مورد خودتان و دیگران قضاوت کرده‌اید را یادداشت کرده و آنها را شناسایی کنید. با این کار می‌توانید قضاوت‌هایی که عامل بروز خشم در ارتباط با دیگران شده است را بشناسید و سعی کنید برطرف نمایید.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 13:9 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

-جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.

2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره‌ی آرامش است، با زور نمی‌توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می‌برند.

4- وقتی احساس می‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آن‌ها را پاک کنید.

5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می‌شو
د
.

6- آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ای که هستند، زندگی می‌کنند و لذت می‌برند.

7- از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌کنید.

8- هر چه اکسیژن بیش‌تری به شما برسد، آرام‌تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9- مهم نیست که با شما مودبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مودبانه‌ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام‌تر کنید، طولی نمی‌کشد که آرام خواهید شد. گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

11- با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید که با صدای بلند صحبت کند؟

12- با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.

13- راحتی، یکی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و کفش راحت

· هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

· در آوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبی کمک می‌کند.

· فشردن یک توپ کوچک، تنش‌های عصبی‌ای را که در انگشتان و دست‌های شما متمرکز شده‌اند، خالی می‌کند.

· لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌شود.

14- لحظه‌های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آن‌ها عکس و فیلم بگیرید، سپس بیش‌تر وقت‌ها آن‌ها را به یاد آورید و درباره‌شان فکر کنید و لذت ببرید.

15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می‌شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نکنید.  تماشای ماهی‌ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می‌کند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا می‌کنند و آرام تنفس می‌کنند.

16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فکری و احساس آرامش خواهد شد.

17- برای تأثیر بیش‌تر و رسیدن به آرامش، در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.

18- تمرین کنید که آرام‌تر از حد معمول صحبت کنید، این کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم می‌کند و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فکرتان را از بسیاری مسایل پاک کنید.

19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده‌اید، آنگاه می‌توانید بگویید، الا بذکر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتاده‌اید، اکنون آشتی است. داشتن یک تکیه‌گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می‌شود.

20احساسات و مشکلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیش‌تری احساس کنید.

21- یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسایل کوچک است، دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.


این تک تک روزهای شماست که زندگیتان را توصیف می کند. در این مقاله، می خواهیم خلاف این باور متداول که فقط می توانید از زمان استراحتتان لذت ببرید را ثابت کنیم

این مقاله به طور ویژه برای آنها که مجبورند در طول روزهای هفته به طور تمام وقت کار کنند و همیشه فقط و فقط منتظر رسیدن آخر هفته ها هستند و قادر نیستند از تجارب و امور روزمره خود لذت ببرند، بسیار مفید خواهد بود.


نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 10:34 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

از چه گویم؟چطور مطرح کنم؟...هر روز توروزنامه ومجلات میخونم که دختری به علت عدم درک خانواده یا خشونت در خانواده به کارهایی منفی کشیده شده است یا میبینم که دخترانی هستن که در تمام کلینیک های مشاوره ای قدم میگذارن فقط وفقط برای اینکه بگویند مانیاز به کسی داریم که به ماتوجه کنند مانیاز به دوست پسر داریم ..یا اون خبر رو میشنویم که دختری در فلان شهر خودکشی کرده برای اینکه عشقش از کنارش رفته ویا اینکه بشنویم که دختری به علت اعتماد به دوست پسرش مورد تجاوز چند نفر قرار گرفته ...ومتاسفانه تمام دختران میدانند که اعتمادی که میکنندیقین نشده وتنها نقابی از اعتماده درحالی که تمام وجودشونو نثار رابطه میکننندوهیچ درس عبرتی نمیگیرند...وامیدوارم با این نوشته بتونم راهنمای خانواده های باشم که هنوز در دام نیفتاده اند...داستان خدا و فرشته را هنگام خلقت زن از (شل سیلور استاین )را باهم بخونيم.

« از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای؟

او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.     
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.   
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.       
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.                 
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند. و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.      

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟  

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.           

-اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها.       

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.          

يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد، از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!      
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،    
بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.        
فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد.        

اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .

خداوند فرمود : نمی شود !!       
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم. 

از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.        

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.          

اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی.      

بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .            

آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.  
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.خداوند مخالفت کرد: آن که نشتی نيست، اشک است.               

فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟          

خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ وغرورش.

فرشته متاثر شد.         
شما نابغه‌ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.  
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند. 
همواره بچه ها را به دندان می کشند.     
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.        
بار زندگی را به دوش می کشند، 
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.       
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.  
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.    
وقتی خوشحالند گريه می کنند. 
و وقتی عصبانی اند می خندند.  
برای آنچه باور دارند می جنگند. 
در مقابل بی عدالتی می ايستند. 
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند.        
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند. 
بدون قيد و شرط دوست می دارند.       
وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند. 
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند. 
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند، با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.         
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.       
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد.   
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند. زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند.   

خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد.          

فرشته پرسيد : چه عيبی ؟           

 

خداوند گفت:

«قدر خودش را نمی داند »

 

آري زنها حيرت انگيزند. می توانند همه را متحير كنند. سختي ها را تحمل كنند.  قلبشان جهان را به چرخش در مي آورد التيام مي بخشند و ....................پس چرا به اين دردها گرفتار مي شوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟صد حيف چون قدر خودشان را نمي دانند.

 

به امید روزی که همه دختران و زنان ما قدر خودشان را بدانند.

نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 19:31 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

 اگر بیشتر از آنچه که در یک گفتگو حرف می‌زنیم، گوش بدهیم و به حرف‌های بقیه توجه کنیم، خیلی بیشتر درمورد دیگران، موقعیت‌ها و چیزهای اطرافمان یاد می‌گیریم. اگر می‌خواهید تکنیک‌های گوش دادن فعال را تمرین کنید تا پایان این مقاله ما را همراهی کنید.

گفتگو یک فرایند دوطرفه است. حرف زدن و گوش کردن هر دو بخش مهمی از ارتباط هستند. اکثر ما دوست داریم که در گفتگوها فقط خودمان حرف بزنیم و نظراتمان را بیان کنیم. تعداد کمی از ما هستند که دوست دارند به حرف‌های بقیه گوش کنند. دلیل آن این است که نمی‌دانیم چقدر می‌توانیم با گوش دادن فعال یاد بگیریم و روابطمان را بسازیم. چه زندگی خصوصیمان باشد و چه زندگی کاری، اگر دقیق به چیزهایی که بقیه می‌گویند گوش دهیم می‌توانیم کیفیت گفتگوهایمان را بالا ببریم. و همه می‌دانند که گفتگوی خوب رمز داشتن رابطه خوب است. در زیر به نکات مفیدی برای تمرین تکنیک‌های گوش دادن فعال برای داشتن یک گفتگوی موثر اشاره می‌کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 23:32 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

اینکه پدر و مادر ها ، گاهی اوقات با هم مخا لفت و گاهی هم بحث می کنند ، یک مساله عادی است 

آنها ممکن است راجع به پول ، کار های خانه یا اینکه وقت شان را چطور با هم بگذرانند، مخالفت کنند . گاهی درباره ی مسائل مهم که مربوط به خانواده است و البته خیلی وقت ها هم به خاطر مسائل کم اهمیت مثل اینکه شام چی باشد یا کی به خرید برود ، ممکن است مخالفتی پیش بیاید . کسانی که مدت زیادی با هم زندگی می کنند به طور طبیعی ، گاهی با هم مخالفت یا بحث می کنند .
بعضی وقت ها آنها با هم مخالفت می کنند ولی با آرامش با هم حرف می زنند و هر دو به هم شانس شنیدن و گفتن را می دهندگاهی هم مخالفت شان را با دعوی و داد زدن به هم نشان می دهند. بیشتر بچه ها از این دعوا ها خیلی نگران می شوند . صدا های بلند و کلمات نا مهربان اولیا باعث می شود که آنها احساس ترس یا غمگینی پیدا کنند . حتی وقتی که اولیا با هم قهر می کنند و اصلا حرف نمی زنند هم ، می تواند برای بچه ها آزار دهنده باشد
.
گاهی بچه ها فکر می کنند که در دعوی اولیا مقصر هستند ، مثلا وقت هایی که به خاطر موضوعی که به بچه ها مربوط میشود. در این موقع احساس گناه و تقصیر در بچه ها ایجاد می شود . اما این مهم است که بچه ها بدانند که در رفتار های اولیا شان هیچ وقت مقصر نیستند

. اما دعوی پدر و مادر ها معمولا این معانی را ندارد . این مهم است که بچه ها بدانند که بزرگتر ها هم گاهی درست مثل خود بچه ها ، با هم دعوی می کنند و در موقع دعوی ممکن است که حرف هایی زده شود که واقعا" منظور آنها نباشد . بعضی روز ها بزرگتر ها خسته و کم حوصله می شوند و شاید از دست کسی عصبانی باشند ، این وقت ها ممکن است در خانه بحث و دلخوری و یا شاید دعوی پیش بیاید 

شنیدن صدای بلند یا کلمات نا مهربان از اولیا ، معمولا بچه ها را غمگین می کند

. دیدن ناراحتی و غمگینی اولیا و اینکه نمی توانند عصبانیت خودشان را کنترل کنند ، باعث می شود بچه ها بترسند یا احساس تنهایی کنند . موقع دعوی ، بچه ها ممکن است بیشتر نگران یکی از اولیا باشند که بیشتر غمگین شده یا حتی بیشتر سرش فریاد کشیده شده است . یا ممکن است یکی از اولیا ،آنقدر خشمگین شده باشد که احساس خطر پیش بیاید . گاهی هم اولیای عصبانی با فرزندشان هم ، عصبانی میشوند . بعضی اوقات ، بچه ها از دعوی بزرگتر ها دل درد می گیرند یا گریه می کنند . یا خوابشان نمی برد یا مدرسه رفتن برایشان سخت می شود . یکی از کار های مهم این است که این احساس را با خود اولیا در میا ن بگذارند تا آنها به کمک بچه ها بیایند . شاید بزرگتر ها اصلا حواسشان نباشد که بچه ها ترسیده اند و یا به آنها علت بحث را توضیح بدهند و احساس منفی بچه ها را بر طرف کنند

. گاهی اوقات ، دعوی بزرگتر ها ممکن است با خشونت و هل دادن یا شکستن چیزهای مختلف یا خدای ناکرده، زدن همدیگر همراه بشود ، که این کارها هم ،هرگز و به هیچ وجه کار های درستی نیست . در این وقت ها ، اولیا احتیاج دارند که کسی به آنها بیاموزد که چطور عصبانیت شان را کنترل کنند ! شاید بچه ها با یکی از بزرگتر هایی که به او اعتماد دارند مثل عمو ،پدر بزرگ یا معلم ، راجع به اینکه در خانه دعوی های زیاد یا خطر ناک ، اتفاق می افتد و اینکه ممکن است کسی آسیب ببیند ، صحبت کنند و از او بخواهند به خانواده ی آنها کمک کند . کسانی هم مثل دکتر ها می توانند به خانواده ها کمک کنند تا راه های بهتر زندگی کردن و مخالفت بدون خشونت و توهین را اولیا بیاموزند . هرچند که این کار نیاز به زمان و تمرین دارد ، ولی اعضای خانواده را به زندگی آرامتری نزدیک می کند

وقتی دعوی بزرگتر ها زیاد طول بکشد یا زیاد تکرار بشود ، چه کار باید کرد؟

اینکه والدین گاهی با هم مخالفت کنند ، اشکالی ندارد؟

 

پزشکان

 . مهم است که اعضای خانواده بتوانند با هم در باره ی احساس خود گفتگو نمایند ، حتی موقع مخالفت . کا ر خوبی که مخالفت برای آدم ها می کند این است که معمولا باعث می شو د که یکدیگر را بهتر درک کنند و احساس نزدیکی بیشتری پیدا کنند .
اولیا هم درست مثل بچه ها مخالفت می کنند و بعد با هم آشتی میکنند و سرانجام همه دوباره احساس خوبی خواهند داشت . هیچ خانواده ای بدون اشکال نیست و بالاخره یک نقصی پیش می آید . حتی در خوشحال ترین خانه ها هم ، مساله وجود دارد و بزرگتر ها گاهی با هم بحث می کنند . معمولا ، همه اعضای خانواده کمک می کنند تا زندگی برای بقیه ، شیرین تر بشود . پس ، مخالفت ، قسمتی از یک زندگی است و با کمک محبت و فهمیدن همدیگر ، خانواده می تواند بیشتر مشکلات را بر طرف کند.
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 16:46 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

 

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 19:21 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

چگونه «نه» بگوییم

برای اینکه یاد بگیرید چگونه به مردم و خواسته های‌شان «نه» بگویید، مواردی که در زیر عنوان شده را بخوانید و از آنها به درستی و با دقت استفاده کنید:

به آرامی شروع کنید:
شما می‌توانید مانند هر مهارت دیگری در زندگی بیاموزید که به دیگران «نه» بگویید. آموختن این مهارت می‌تواند کسب‌کردنی و قابل توسعه و بسط باشد و به مرور زمان می‌توانید بیاموزید که به راحتی به دیگران «نه» بگویید و بدانید که چگونه کاری که دوست ندارید انجام دهید را به‌صورت کاملا مودبانه نپذیرید و رد کنید. آن دسته از افرادی که معمولا به دیگران بله می‌گویند و خواسته‌هایشان را می‌پذیرند، استرس و فشار بیشتری را نسبت به افراد دیگر متحمل می‌شوند.

از موقعیت‌تان مطمئن باشید:
شما باید به موقعیتی که در آن قرار دارید، اطمینان داشته باشید. اگر مطمئن نباشید، به‌صورت کاملا آشکار و واضحی در بدن، زبان، صدا و رفتار و کردار شما مشخص خواهد بود و این عدم‌اطمینان باعث ایجاد ضعف و سستی در رفتار و کردارتان خواهد شد.

بر احساس افسوس و تأسف‌تان غلبه کنید:
ممکن است شما از دیگران بترسید و این افراد باعث ایجاد عصبانیت در شما شوند، زیرا کاری که از شما خواسته‌اند تا آن را انجام دهید، نپذیرفته‌اید و جواب رد به آنها داده‌اید. نه گفتن الزاما به این معنا نیست که اشخاص دیگر از دست شما ناراحت و عصبانی می‌شوند، بلکه بسیاری از مردم مسئولیت‌هایی که در زندگی بر عهده شماست را درک می‌کنند و می‌فهمند و به همین دلیل است که بسیاری از افراد، پذیرفته نشدن خواسته‌شان از طرف شما را به دل نمی‌گیرند و ناراحت نمی‌شوند. فراموش نکنید که اول از همه شما باید از خودتان مراقبت کنید زیرا اگر شما نتوانید از خودتان مراقبت کنید و نیازهای‌تان را برآورده‌سازید، چگونه می‌توانید از فرد دیگری نگهداری کنید؟

به خوشبختی و سعادت خودتان فکر کنید:
سعی نکنید با خرج کردن از سعادت و خوشحالی خودتان، دیگران را خوشحال کنید. ممکن است در زندگی‌تان در مواقعی، بعضی کارهایی را که دوست ندارید انجام دهید، فقط و فقط برای اینکه دیگران را خوشحال کنید، انجام دهید. اگر شما همیشه سعی کنید به جای اینکه خودتان را خوشحال کنید، دیگران را شاد‌سازید، آسیب و صدمه جدی‌ای به‌خودتان وارد خواهید کرد.
از رویارویی و برخورد کردن با دیگران نهراسید:
بسیاری از مردم که با گفتن «نه» به دیگران مشکل دارند، توانایی رویارویی و برخورد با دیگران را ندارند و می‌خواهند از استرسی که ناشی از نپذیرفتن خواسته دیگران است، دوری گزینند. شجاع و باشهامت باشید و در مواقع ضروری به خواسته‌های دیگران جواب «نه» بدهید.

موضوع بحث را عوض کنید:
اگر شخصی برای اینکه شما خواسته‌‌اش را انجام دهید، اصرار و پافشاری کرد و با سماجت خواسته‌‌اش را با شما در میان گذاشت، به سادگی برای مدت کوتاهی سکوت کنید تا زمانی که او احساس کند شما از سماجت و پافشاری او به تنگ آمده و خسته شده‌اید، سپس موضوع بحث را کاملا عوض کنید و در رابطه با موضوع دیگری که هیچ ربطی به خواسته او ندارد، صحبت کنید. بعد از آن می‌توانید سریعا مکالمه‌تان را قبل از اینکه خشم و غضب‌تان از بین برود و خواسته او را قبول کنید، به پایان برسانید.

نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 21:49 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!


1-هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت ناراحتی خود را پیدا کنید؟

همیشه (4 امتیاز)
بیشتر اوقات (3 امتیاز)
برخی مواقع (2 امتیاز)
به ندرت ( 1 امتیاز)

 2-هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها برآیید؟


همیشه(1امتیاز)
بیشتر اوقات(2 امتیاز)
به ندرت (3 امتیاز)
هرگز ( 4 امتیاز)

 3-آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟


اغلب (1 امتیاز)
گاهی (2 امتیاز)
خیلی کم (4 امتیاز)
هیچ وقت ( 3 امتیاز)

4-وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:


با عصبانیت در مقابل او می ایستید (2 امتیاز)
به هیچ کس هیچ حرفی نمی زنید (1 امتیاز)
همه جا از آن شخص گله و شکایت می کنید(3 امتیاز)
به صورت آرام مساله را مطرح نمایید ( 4 امتیاز)

 ۵-معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟ 

معمولا تا به رختخواب می روید می خوابید (3 امتیاز)
 ۲۰دقیقه طول می کشد که بخوابی (4 امتیاز )
خواب راختی ندارید و سرجایتان می غلتید(1 امتیاز)
یک ساعت یا بیشتر( 2 امتیاز)

 ۶-معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟                         

وقتی ناراحتم و فقط دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند (3 امتیاز)
هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه دارم (4 امتیاز)
هر کاری می کنم تا گریه نکنم (1امتیاز)
وقتی که تنها هستم ( 2 امتیاز)

۷- آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟ 

جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم (4 امتیاز)
افراد کمی در زندگی ام هستند (3 امتیاز)
به سختی می توانم با دیگران ارتباط بر قرار کنم (2 امتیاز)
تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم ( 1 امتیاز)

 ۸-تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

 خیلی زیاد (4 امتیاز)
زیاد (3 امتیاز)
کم (2 امتیاز)
اصلا ( 1 امتیاز)

 9-چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است؟


تحسین و تشویق دیگران (3 امتیاز)
حس درونی خود (4 امتیاز)
ترس از شکست (2 امتیاز)
زنده ماندن و حفظ حیات( 1 امتیاز)

۱۰: از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه  ...

راه و روشی است که هرشخص در زندگی پیش می گیرد (4 امتیاز)
اقتصاد جامعه (3 امتیاز)
اصولی است که هر کسی از هما کودکی با آن تربیت شده (2 امتیاز)
شانس و اقبال فرد است ( 1 امتیاز)

حالا امتیاز ها را با هم جمع کرده و نتیجه رو ببینید:

امتیاز بین 32 تا 40
در این صورت باید به شما تبریک گفت. چرا که شما از لحاظ روحی و عاطفی در سلامت کامل هستید و باید به وجود خودتان افتخار کنید. شما توانسته اید با احساسات خود ارتباط خوبی بر قرار کنید.

امتیاز بین 24 تا 32
لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید, شرایط روحی شما به طرز نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کار مفید باشد. به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا با احساسات خود به خوبی کنار بیایید.

امتیاز کمتر از 24
به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمک های حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید.

عصر ایران

نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 21:23 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

استاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود .بعد از یک پیاده روی طولانی همه خسته و تشنه در کنار چشمه ای نشستند و تصمیم گرفتند استراحت کنند .

استاد به هریک از آنها لیوان آبی داد وار آنها خواست قبل از نوشیدن آب یک مشت نمک درون لیوان بریزند .شاگردان هم همین کار را کردند ولی هیچ یک نتوانستند اب را بنوشند چون خیلی شور بود .

بعد استاد مشتی نمک را داخل چشمه ریخت واز آنها خواست از آب چشمه بنوشندو همه از آب گوارای چشمه نوشیدند .

استاد پرسد :«ایا آب چشمه شور بود؟»وهمه گفتند:«نه ...آب بسیار خوش طعمی بود». استاد گفت :«رنج هایی  که برای شما در این دنیا در نظر گرفته شده است نیز همین مشت نمک است نه بیشتر ونه کمتر ...این بستگی به شما دارد که لیوان آب باشید و یا چشمه که بتوانید رنج ها را در خود حل کنید . پس سعی کنید چشمه باشید تا بر رنج ها فائق آیید».

نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 19:30 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

یکی از بزرگترین مشکلاتی که ممکن است برای هر مردی بوجود بیاید، این است که همسرش به دلیل اختلالات هورمونی، شروع به گریه و زاری کند. در دوره های ماهانه که سیستم بدنی خانم ها دستخوش تغییرات هورمونی قرار می گیرد، آنها از نظر احساسی بسیار حساس می شوند، البته نباید تصور کرد که دلیل ناراحتی و بی قراری خانم در یک چنین مواقعی تنها به واسطه اختلالات هورمونی ایجاد می شود و دلیل قانع کننده دیگری در ورای آن وجود ندارد. به هر حال در این شرایط، هر لحظه این امکان وجود دارد که خانم آب های جمع شده در پشت سد را رها کرده و ساعت ها به گریه و زاری بنشیند.
بسته به شرایط روحی و روانی که برای خانم ایجاد می شود، هر نوع عکس العملی از جانب شما به راحتی می تواند شرایط را به طور کامل تغییر داده و آنرا بهبود بخشد. با این کار می توانید خودتان را از یک انفجار احساسی نجات داده و از ایجاد هر گونه بحث و دعوا خودداری نمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 0:5 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

سوال اول:
شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید.
دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:
▪ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است
▪ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟

سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید ۲۰ شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید
(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)

سوال سوم:
بالاخره شما به خانه او می رسید .
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.
یا اینکه خودتان او را خبر کنید.
حالا چکار می کنید؟

سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟

سوال پنجم:
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید.صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟

سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بوید؟

***************************************

برای مطالعه پاسخ سوالات به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 0:59 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

  چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

 سه مرحله عشق

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 22:42 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

اول اینکه عید نوروز  رو به تمامی عزیزان تبریک میگم و امیدوارم براتون سالی

سرشار از سرور وشادی در کنارعزیزان شما باشه

البته این سوالا جنبه ی طنز دارند

بر اساس یه تحقیق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبنی بر حقیقت داده بشه شر به پا میشه!!...


 
این
۵ سوال عبارتند از:


به چی فکر می کنی؟...
آیا دوستم داری؟...
آیا من چاقم؟...

به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟

برای مثال:
 -به چی فکر می‌کنی؟
جواب مورد نظر برای این سوال اینه: “عزیزم! از اینکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به این فکر می‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتنی و متفکر و با شعور و زیبایی هستی و من چقدر خوشبختم که با تو زندگی می کنم.“... البته این جواب هیچ ربطی به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به یکی از موارد زیر فکر می‌کرده:

الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقی!
ه) اگه تو بمیری پول بیمه ات رو چطوری خرج کنم؟
یه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترین جواب رو به این سوال داده... اون گفته: “اگه می خواستم تو هم بدونی به جای فکر کردن، درباره‌ش حرف می‌زدم!“...
 
-آیا دوستم داری؟
جواب مورد نظر این سوال “بله“ است! و مردهایی که محتاط‌ترند می‌تونن بگن: “بله عزیزم!“... و جوابهای اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اینطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتری پیدا می‌کنی؟
ج) بستگی داره که منظورت از دوست داشتن چی باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کی؟... من؟!
 
-آیا من چاقم؟
واکنش صحیح و مردانه نسبت به این سوال اینه که با اعتماد به نفس و تاکید بگین “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنین!... جوابهای اشتباه اینها هستند:
الف) نمی‌تونم بگم چاقی... اما
لاغر هم نیستی!
ب) نسبت به چه کسی؟!
ج) یه کمی اضافه وزن بهت میاد!
د) من چاق‌تر از تو هم دیدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم به بیمه‌ات فکر می‌کردم!
 
-به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اینجا می‌تونه یه دوست قبلی یا یه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردین و یا هنرپیشه یه فیلم باشه... در هر حال جواب درست اینه که: “نه! تو خوشگلتری!“... جوابهای غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو دیگه‌ای
خوشگله!
ب) نمی‌دونم اینجور موارد رو چطوری می‌سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصیت بهتری داری!
د) فقط از این بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم راجع به رژیم لاغریت فکر می‌کردم!
 
-اگه من بمیرم تو چیکار می‌کنی؟
جواب صحیح: “آه عزیزترینم! در حادثه اجتناب ناپذیر فقدان تو، زندگی برام متوقف میشه و ترجیح میدم خودمو زیر چرخ اولین کامیونی که رد میشه بندازم!“... این سوال، ممکنه از سوالهای دیگه طوفانی‌تر باشه!...

نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 15:38 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

 

اين بروشور برای تمامی كسانی كه تحت ‌تاثير احساسات ناشی از افسردگی می ‌باشند، توصیه می ‌گردد. در ضمن، اميدواریم اين بروشور برای دوستان و خويشاوندان كسانی كه ازافسردگی  رنج می برند، نيز مفيد واقع گردد. اين بروشور توصيف می ‌كند كه حس افسردگی چگونه است، چگونه افراد افسرده می ‌توانند به خودشان كمك كنند، چگونه می ‌توان به كسی كه افسرده است كمك كرد و اينكه از متخصصين چه كمكی می ‌توان گرفت. همچنین برخی  نکاتی راکه در مورد افسردگی  نمی دانیم، را توضیح  می دهد.در انتها فهرستی از منابعی را كه می‌توانيد اطلاعات بيشتری بيابيد،ارائه می شود


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 16:21 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.

 

سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند.پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.

مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم .


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 16:37 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند ... به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .
اعتماد به نفس چيست ؟
"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس و شناختي که از توانايي ها و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .

همه ما می‌خواهیم كه اعتمادبه‌نفس بیشتر و احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم در این صورت می‌توانیم به بهترین نحو زندگی كنیم. در اینجا راه‌هایی برای كسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس معرفی شده است::

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 15:8 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

  

 

یک رابطه می تواند گیج کننده باشد؛ دانستن این که آیا یک مرد مجرد در محل کارتان به شما   علاقه دارد یا این که صرفا مودب است سخت است. آیا واقعا تمایل دارد شما را بهتر بشناسد، یا این که حوصله اش سر رفته است و تنها می خواهد زمان را سپری کند؟ مجرد ها به یک سری نکات برای این که چگونه یک دوست یا همکار را از کسی که می خواهد شما را بهتر بشناسد تشخیص دهند نیاز دارند.
www.seemorgh.com/lifestyle


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 11:57 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

موسسۀ روانشناختی کاریزما مشاور (www.charismaco.com)

 زوج‌های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول ‌یادگیری خم وچم زندگی مشترک‌ هستند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‌تواند کمک ‌کند که مانع بروز مجدد آنها شویم. در پیچ و خم دلدادگی و حـرف‌های نگفته جوانی، واقعیت‌های یک عمر ‌زندگی درکنار یکدیگر، تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت‌های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل ‌مشکلات زندگی فراموش می‌شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می‌کند تا مسافتی دورتر از ‌شروع زندگی مشترک و رویاپردازی‌های عاشقانه را مشاهده کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 23:0 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

آقایان نخوانند

۱۰فرمان زنانه برای رام کردن تندخوترین مردان دنیا

فرمان اول:باورش کن

بیشتر مردان دل شان می خواهد که که همسرشان باورشان کند .اصلا خوششان نمی آید که همسرشان در توانایی ها واستعدادهایشان(مثلا در تامین امنیت ورفاه و...)شک داشته باشد.با رفتار و گفته هایتان به آن ها بفهمانید که  توانایی ومهارت واستعدادوپشتکارشان را باور داریدالبته دروغ نگویید چون اساساخوب نیست.

فرمان دوم:حرف بزن

برای اینکه همسرتان بفهمدشما اورا درک میکنیدخودتان را موظف کنیدکه هر روز به مدت کوتاهی درهمین خصوص با او حرف بزنید..بیست دقیقه که در هر روز زیاد نیست .هست؟حتی اگر جوابتان به این سوال مثبت باشد.باز هم این صحبت بیست دقیقه ای را از همسرتان دریغ نکنیدچون تاثیرش خیلی بیشتر از بیست دقیقه است که در ذهن شماست.آیا همسرتان ارزش ۲۰دقیقه ندارد؟

فرمان سوم:تاییدش کن

اکثر آدم ها دوست دارند مورد تاییدباشندهمسر شماهم مثل بقیه چه فرقی میکندتا میتوانید در مناسبت های مختلف همسرتان را تایید کنید.نه با استفاده ازجملات کلیشه ای ومسخره مثل«وااااااای تو فوق العاده ای...بی نظیری....تو حرف نداری..این حرف ها را دیگر هیچ مردی باور نمیکند.خودتان راخسته نکنیددلتان باید با زبانتان یکی باشداگر بتوانید این کار را بکنیدقدم بزرگی در تحکیم پیوندتان برداشته اید.

فرمان چهارم:روی اعصابش راه نرو

آیا شما خوشتان می آید کسی به شما بگوید که این کار را بکن وآن کار رانکن؟مردها هم مثل شما دلشان نمیخواهدهمسرشان مدام از انها بخواهد که زیر ورو شوندتا آنجا که میتوانید مردتان را آنچنان که هست قبول کنیدخیلی از مردهااز اینکه همسرشان بخواهد آن ها را مدام تغییربدهدآزرده خاطر وگاه خشمگین میشوند.ادم میتواند خودش را خیلی راحت عوض کندولی عوض کردن دیگران خیلی سخت است.

فرمان پنجم:مغزش را گاز نزن

اگر شوهرتان خسته است ومیخواهید به مطلب مهمی رو بگویید بلافاصله به اصل مطلب برید وحاشه پردازی نکنیداگر نیاز به دانستن جزییات باشند خودشان پرس و جو میکنند

فرمان ششم:چرتکه نیانداز

به هر طریق ممکن..محبتتان را به همسرتان نشان دهید وچرتکه نیاندازید.دنبال یک موقعیت خاص نباشیدخیلی از مردها هستند که  از خودشما هم رمانتیک ترند.

فرمان هفتم:احترام بگذار

وقتی همسرتان دارد افکار وعقایدش را به شما میگویدتو ذوقش نزنیدهمیشه وهمه جا نشان دهید که برایش احترام قایل اید.وقتی همسرتان خسته از کار برمیگرددخودتان را بی حوصله ومشغول به کار نشان ندهیدوبه آشپز خانه دور خودتان نگردید.

فرمان هشتم:امان بده

تقریبا تمام ادم های روی زمین احتیاج دارند که در پایان روز دوباره انرژی بگیرندوجسم وروحشان را بازسازی کنندمردها که از مریخ نیامده اند.بازهم خوششان نمی آید که وقتی ازکار خسته وکوفته برمی گردند شما تمام اتفاقات روز را برایشان بازگوکنیدامان بدهیدبگذارید کمی استراحت کنندوبعدآرام آرام به شرح ماوقع شروع کنید.

فرمان نهم:اعتماد کن

اعتماد...حیاتی تریت عامل برای شکل گیری یک ازدواج موفق است.اگر به هر دلیلی به همسرتان اعتماد کامل نداریدبه جاسوسی متوسل نشوییدچون اوضاع خراب تر میشودمنطقی ترین کار این است که از یک آدم امین ودارای صلاحیت مشاوره بخواهید.

فرمان دهم:رفیق اش باش

رابطه تان را طوری با همسرتان تنظیم کنیدکه هم عاشقش باشید وهم بهترین دوست ورفیقش...برای اینکه بتوانیدسال های سال دوست وهمراه همسرتان باشیدباید راه هایی پیدا کنیدتا وقت بیشتری را با بگذرانیدوکارهای بیشتری را با کمک همدیگر انجام بدهید.

نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 23:29 توسط سیدحلاوی هاشمی| |

پارسال یا پیرارسال سریالی از تلویزیون پخش میشدکه اول وآخرش خواننده ای  می خواند«سادگی آسونه...اما ساده موندن سخته...»راست می گفت .عاشق شدن هم این طوری است.عاشق شدن خیلی آسانتر از عاشق ماندن است.البته مشروط بر اینکه در تعریف عشق زیاد مته بر خشخاش نگذارید... اما روانشناسان دستور العمل هایی دارندکه لا اقل عمل کردن به انها عاشق ماندن را آسان میکند..(دکتر محمدکیاسالار)

خانم ها نخوانند

۱۰فرمان مردانه برای آرام کردن تندخوترین زنان دنیا

فرمان اول:علاقه ات را مخفی نکن

ما همگی نیاز به دوست داشتن داریم وزنان بیشتر از مردان به دوست داشتن نیاز دارند.نمی خواهد با کادو یا هدیه یا جشن ابراز علاقه کنید شما میتوانید با چند جمله ساده وکوتاه این علاقه را ابراز کنید ودل همسرتان را نزدیکتر کنید.ولی مواظب باشید که حرفتون درغ نباشد چون زنان پلیس خوبی در تشخیص مرد دروغگو هستند پس علاقه ات را مخفی نکن.

فرمان دوم:بگذر

هیچ انسانی کامل نیست و حتما روزی باشد که ناراحت باشد دلتنگ باشد حوصله نداشته باشدوحق دارد که  از درک وگذشت شما بهره مند شود.چه وقت وکی وبرای چه کسی میخواهید گذشتتان را خرج کنید؟این را بدانید که هیچ رابطه ای بدون گذشت ودرک متقابل پایدار نمی ماند؟بگذرید.

فرمان سوم:حرف بزن

همه حرفاتون را در محل کارتان خرج نکنید.کمی را هم برای خانه وخانواده نگه داریدواجازه ندهید حرفاتون فقط پیرامون فرزندان و کارروزانه و وضع معیشتی باشد.

فرمان چهارم:وقت بگذار

مبادا همسرتان احساس کند که شما کارتان ویا دوستانتان را بر آنها ترجیح دهید.چون در این صورت کلاه تان پس معرکه است.دوستانه وصمیمانه توصیه میکنم که برای همسرتان وقت بگذارید.و او باید احساس کندکه شما اورا در برنامه ی روزانه تان لحاظ کنید.

فرمان پنجم:نگو نه

اگر نه گفتن به همسرتان عادت شده باشدخدا به دادتان برسدچراکه تا جدایی راهی نمانده...شاید بتوانید در این نه گفتن تجدید نظربکنید.موافقت کردن به خواسته های معقول همسرتان می تواندبه شکل خیره کننده ای رابطه را محکم و استوارکند.

فرمان ششم:گوش کن

برای یک زن هیچ چیز دل سرد کننده تر وآزارکننده تر از این نیست که احساس کند..احساسات و افکارش را با مردی مطرح کرده که عملا به حرف هایش گوش نکند.همسرتان توقع داردکه حرفایش نه فقط با گوش بلکه با دل وجان بشنوید.اینکه تقاضای بزرگی نیست گوش کنید دیگه..

فرمان هفتم:مودب باش

چند وقت به چند وقت کلمات وعباراتی مانند لطفا..بی زحمت..دستت دردنکنه..خسته نباشی..ومانند اینها را به همسرتان بگویید.متاسفانه خیلی از زوج های جوان فراموش میکنندکه رعایت ادب و نشان دادن محبت برای حفظ وتداوم ازدواج از نان شب هم واجب تر است.شمافراموش نکنید.

فرمان هشتم:کمکش کن

یکی از مسایل که منجر به بحث روزانه می شود این است که هر کدام از انها چه قدر از بار زندگی مشترک را بر دوش می کشدقبول کنید که انصاف نیست تمام کارهای کسالت بار خانه و امور مربوط به فرزندان را فقط همسرتان به عهده بگیرد.شماهم باید بخشی از این نوع کارها را به عهده بگیرید.

فرمان نهم:مرخصی بده

چند روز در ماه را به همسرتان مرخصی بده نه اینکه اورا به مسافرت چند روزه بفرستید وشمادرخانه با خیالی آسوده در خانه باشید.اورا چند روز از کار خانه معاف کنیدوخودتان به تنهایی کار منزل را انجام دهیداین حق مسلم همسرتان است که چند روزی را فارغ از این نگرانی هااستراحت کندبه علاوه او از نظر روحی وجسمی به جنین مرخصی هایی شدیدا نیاز دارد.حرف حق را باید گفت...ببخشید.

فرمان دهم:سالم باش

خیلی از آقایان کله شق بازی در می آورندو به سلامتی شان چندان توجهی نمیکنند.این کار واقعا خودخواهانه است باید همسرتان راهم درنظرداشته باشیداو شریک زندگی شماست از عادات زیان آور بپرهیزیدودرخصوص مسایل بهداشتی مسوولانه رفتار کنید.خدا خیرتان دهد

 

نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 23:23 توسط سیدحلاوی هاشمی| |